شمس الدين حافظ

563

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

479 - « عروس بخت » درِ سراى مغان رُفته بود و آب‌زده * نشسته پير و صلايى به شيخ و شاب زده سبوكشان همه در بندگيش بسته كمر * ولى ز تَركِ كُله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح ، نورِ ماه پوشيده * عذارِ مغبچگان ، راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله ، با هزاران ناز * شكسته كسمه و بر برگ گل گلاب زده ز شور و عربدهء شاهدانِ شيرين كار * شكر شكسته ، سمن ريخته ، رَباب زده سلام كردم و با من به روى خندان گفت * كه اى خماركشِ مُفلِسِ شراب زده كه اين كند كه تو كردى به ضعف همت و راى ؟ * ز گنج خانه شده ، خيمه بر خراب زده وصالِ دولتِ بيدار ترسمت ندهند * چه خفته‌اى تو در آغوش بخت خواب زده فلك جَنيبه‌كشِ شاه نصرة الدين است * بيا ببين مَلَكش دست در ركاب زده خرد كه مُلهَم غيب است بهر كسب شرف * ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده بيا به ميكده حافظ كه بر تو عرضه كنم * هزار صف ز دعاهاى مستجاب زده * توضيحات : سراى مغان ( خانه پير مىفروش ) آب‌زده ( آب‌پاشى كرده ) پير ( مرشد ) صلا ( دعوت ) شباب ( جوان ) سبوكشان ( باده‌نوشان معرفت ) ولى ز ترك كله . . . ( پير و مرشد از مقام بلندى كه دارد از ترك كلاه او بر بالاى ابر چترى گسترده شده ) شعاع جام ( پرتو باده ) مغبچگان ( شاهد و ساقى ) كسمه ( سر زلف را قيچى كردن و خم دادن ) شكسته كسمه ( موى او را پيچ‌وخم داده ) برگ گل ( چهره محبوب ) شاهدان ( زيبا رويان ) شور ( غوغا ) عربده ( ستيزه‌جويى ) شكر شكسته ( شاخ نباتها خرده شده ) سمن ريخته ( گلها پراكنده و پرپر شده ) رباب زده ( ساز و آلت موسيقى گوشمالى داده شده ) خماركش ( باده‌خور ) مفلس ( فقير ) شراب زده ( بدحال و عاشق ) خانه ( دنيا و ثروت ) خيمه خراب زاده ( ميخانه فلك ، روزگار ) جنيبه‌كش ( اسب يدكى كه در ركاب بزرگى باشد ) نصرة الدين ( شاه يحيى كه در سال 798 به امر تيمور حاكم شيراز شد ) ملك ( فرشته ) خرد ( عقل ) ملهم ( آموخته ) شرف ( بزرگى ) بام عرش ( آسمان ) زده ( بسته و آراسته ) بيا ( بشتاب ) هزار صفت ( هزار صفت آراسته ) * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيت‌هاى 1 و 2 و آخر فرمايد : ( پيشگاه خانهء پير مىفروشان آب‌پاشيده و پاكيزه بود و مرشد پير و باتجربه بر صدر مجلس نشسته و به دعوت پير و جوان پرداخته بود ) ( همهء باده‌نوشان با آنكه از نظر قدر و منزلت كلاهشان سايه بر آسمان مىانداخت به چاكرى پير ، ميان بسته بودند ) ( اى حافظ ، به ميخانهء معرفت بشتاب تا هزار صف آراسته از دعاهاى به اجابت رسيدهء رندان را بر تو آشكار كنم ) خود تفسير كنيد . 2 - براى اجراى اين نيت ضروريست ابتدا با استادى ماهر و با تجربه مشورت كنيد و از او راهنمايى بخواهيد و آنگاه اقدام كنيد زيرا پير و مرشد بر همهء مسايل آگاه و عارف است و شما بايد از تجربهء آنان بهره‌مند شويد . 3 - درشتى نكنيد و با بزرگتر از خود با ادب سخن بگوييد و دست از لجاجت برداريد . خدمت به پدر و مادر و بزرگترها بسيار ارزشمند است و از هر ثروتى در جهان باارزش‌تر است . 4 - كسى يا چيزى يا كارى را كه دوست داريد ، اگر با مشورت باشد حتما به دست مىآوريد و اين نيت برآورده مىشود و اضطراب شما ناشى از دودلى و ترديد شماست كه بايد جدا بر طرف سازيد تا موفق شويد ، قلب كسى را كه چند روز قبل آزرده‌ايد ، به دست آوريد زيرا دعايش مستجاب مىشود . 5 - عزيزم ، هركه در زندگانى خود ميانه‌روى پيشه سازد خدايش روزى بخشد و هركس اسراف و تبذير پيش گيرد ، خدايش محروم فرمايد . 6 - مسافرتى در پيش است ولى انجام نمىگيرد ، طلاق نيز زود است و براى ازدواج مقدماتش فراهم نمىباشد ، در امور علمى و هنرى موفقيت همراه شماست .